غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

22

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گفت اى اسماء بيار فرزند مرا و من آن مولود عاقبت محمود را در خرقهء زرد پيچيده بياوردم و در كنار سيد اخيار نهادم آن حضرت آن خرقه را دور افكند و فرمود كه با شما عهد كرده‌ام كه اولاد مرا در خرقه زرد مپيچيد من برفتم و خرقهء سفيد آوردم و حسن را برداشته در آن پيچيدم و در كنار سيد عالم صلعم نهادم پس آنحضرت بانگنماز در گوش راست وى گفت و قامت در گوش چپ وى راقم حروف گويد كه روايت اين حديث از اسماء بنت عميس صحيح نمىنمايد زيرا كه باتفاق مورخان در وقت ولادت سبطين عليهما السلام اسماء با شوهر خود جعفر طيار رضى اللّه عنه در حبشه بود و در روز فتح خيبر از آن ولايت بمعسكر خير البشر صلى اللّه عليه و سلم رسيد بناء على هذا صاحب كشف الغمه در ذكر تزويج شاه اولياء و سيدة النساء مرقوم كلك صحت انتما گردانيده كه نقل احاديثى كه در باب تزويج على مرتضى و فاطمهء زهرا سلام اللّه عليهما از اسماء بنت عميس روايت كرده‌اند صحيح نيست زيرا كه در آن اوقات اسماء با جعفر رضى اللّه عنهما در حبشه بوده و ظاهرا روايت‌كنندهء آن احاديث سلمى بنت عميس بوده زوجهء حمزه رضى اللّه عنه و چون اسماء از خواهر خود اشتهار بيشتر دارد رواة بر سبيل سهو عوض سلمى بنت عميس اسماء بنت عميس نوشته‌اند و اللّه تعالى اعلم بحقيقة الاحوال به صحت پيوسته كه امام حسن عليه السّلام و التحية در وقت وفات خير البريه عليه صلوات من واهب العطية هفت ساله و چندماهه بود و در وقت انتقال امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه از دار فنا بجنت اعلى سى و هفت ساله و بروايت صاحب كشف الغمه از فضل بن حسن الطبرسى نقل نموده كه حسن رضى اللّه عنه مدت شش ماه و سه روز در امر خلافت دخل فرمود بعد از آن بنابر اختلاف رأى متابعان بلكه بمحض اقتضاى قضاى مالك الملك المستعان دست از آن مهم بازداشت و با معاويه صلح كرده در سنه احدى و اربعين منصب ايالت را به او باز گذاشت آنگاه با اهل‌بيت خويش بمدينه شتافته قرب ده سال در آن بلدهء طيبه بسر برده و در اوايل سنه خمسين از هجرت سيد المرسلين بسبب سمى قاتل يا الماس كه زوجهء آن حضرت جعده بنت اشعث بن قيس بنابر اغواء معاويه و مروان بدان سيد جوانان جنان داد كه پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و چهل روز مريض بوده در بيست و هشتم صفر سنهء مذكوره به بهشت عدن خراميد و قولى آنكه آن حادثهء عظمى در اوايل ربيع الاول سنهء مذكورهء بوقوع انجاميد و بعقيدهء حمد اللّه مستوفى وفات آن امام خجسته‌صفات در صفر سنهء تسع و اربعين اتفاق افتاد مدت عمر عزيزش بنابر قول اول كه مختار اكثر ارباب اخبار است چهل و شش سال و چند ماه باشد و زمان امامتش بحقيقت قرب نه سال و نيم مدفن همايونش مقبرهء بقيع است قريب بمرقد فاطمه بنت اسد بن هاشم ( لا زال مضجعها محفوفا بانوار الغفران و المراحم )